علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

348

تاريخ بيهق ( فارسى )

معروف بشيخ طبرسى صاحب كتاب احتجاج ، پس از تصريح بطبرستانى بودن او عباراتى از صاحب رياض العلماء « ميرزا عبد اللّه افندى » نقل مىكند « ص 18 س 27 و 28 » كه مفادش اينست : استاد و شيخ من مجلسى رحمه اللّه طبرسى را معرب تفرشى و منسوب بتفرش از توابع قم مىدانسته و در اين عصر هم عده‌اى به اين قول قائلند ، و اين غريب است . ( 2 ) در ترجمهء نصير الدين على بن حمزة بن حسن طوسى گويد « ص 390 س 27 و 28 و 29 » بعضى گفته‌اند نسبت وى طبرسى است نه طوسى ، و طبرسى را گفته‌اند كه منسوب بطبرس معرب تفرش است ، و تفرش ناحيهء معروفى از قم است كه گروهى علما از آن برخاسته‌اند ؛ بلكه برخى چنين پنداشته‌اند كه طبرسى مطلقا « هر كجا وارد شده باشد » نسبت بتفرش مذكور است نه طبرس بمعنى مازندران ، و استشهاد اين عده بكلام صاحب تاريخ قم « حسن بن محمد بن حسن قمى » است . ( 3 ) در ذيل همين ترجمه در جاى ديگر گويد ( ص 391 س 14 تا 19 ) از آنچه در سابق در چند موضع گفته‌ايم و بعد نيز خواهيم گفت بدليل معتبر محقق مىشود كه طبرسى غير از تفرشى و طبرى غير از طبرسى و طوسى است . ( 4 ) در ترجمهء ابو على فضل بن حسن گويد ( ص 514 س 24 تا 27 ) در ترجمهء صاحب احتجاج با كمال وضوح بيان كرديم كه طبرسى منسوب بكدام موضع است و وجه تسميهء آن چيست و با طبرى و طبرانى چه فرق دارد ، در اينجا نيز سخن صاحب رياض را نقل مىكنيم كه مىگويد : بدانكه طبرسى بفتح طا و با و سكون را نسبت بطبرستان است ، و آن بلاد مازندران است و گاهى شامل گيلان هم مىشود زيرا گيلانىها هم مانند مازندرانيها طبر ( تير ) با خود حمل مىكنند . از مجموع آنچه نقل كرديم چنين مستفاد مىشود كه در نسبت طبرسى دو قول بوده است ، يكى اينكه منسوب بطبرستان و بمعنى طبرستانى است ، ديگر آنكه معرب تفرشى و منسوب بتفرش از توابع قم است . اين اختلاف گاهى در مطلق لفظ طبرسى و گاهى در طبرسى با قيد وصف بودن براى شخص معين پيش مىآمده ، و بدين جهت در بحث از حقيقت امر بايد نخست تلفظ صحيح و مفهوم واقعى طبرسى را معلوم داريم و آنگاه به نسبت ابو على فضل بن حسن كه آيا تفرشى است يا طبرستانى بپردازيم . * * * ( طبرسى بطور مطلق ) پيش از بحث از لفظ و معنى اين كلمه بايد دانست كه در عربى در نسبت بمركب مزجى قاعدهء اصلى و كلى اينست كه جزء دوم كلمه را حذف و ياء نسبت را به آخر جزء اول ملحق مىكنند و فى المثل در نسبت بسيبويه و بعلبك سيبى و بعلى مىگويند . ملحق كردن ياء نسبت به تمام كلمه نيز ( مخصوصا در موردى كه سبب سنگينى لفظ نشود و بالاخص در مركبات فارسى كه عرب بتركيب مزجى آنها توجه ندارد ) جايز است ، چنان كه در نسبت باردستان و خجستان اردستانى و خجستانى گويند ، در بعض مركبات هم